۲۹ تیر ۱۳۸۸

,وقتي بايد براي ديدن دوستان بليت خريد...

ما ديروز تبليغ نمايشگاه اتومبيلهاي كلاسيك را پشت جلد چلچراغ ديديم ( ما هم كه كشته مرده ي نمايشگاه) گفتيم برويم ببينيم چه خبر است دست يك عدد دخترخاله ي نا آشنا (براي شما البته) را گرفتيم برديم كاخ نياوران كه در آنجا ناگهان چهره هايي ديديم بس آشنا كه از شاخص ترين آنان مي توان به ديگر دختر خاله مان اشاره كرد! حالا جاي اينكه ما شاكي شويم كه چرا دعوتمان نكرده او طلبكارانه مي گويد شما نبايد وقتي برنامه ايي داريد و جايي مي رويد به من هم بگوييد بيايم!!! و اينچنين است كه ما انگشت حيرت مي گزيم از پررويي جماعت!

پ.ن: اين عكس را ما خودمان با دوربين موبايل گرفته ايم و به نظرمان خيلي هم هنرمندانه است
پ.ن2: ما پشت نيو سي فايو نشستيم و دو بار هم بوق زديم. بدينسان ما حسرت به دل از اين دنيا نخواهيم رفت.

پ.ن3: اي كساني كه پول خريدش را داريد و نمي خريدش همانا در زيانيد رسمن.

هیچ نظری موجود نیست: