۲۵ تیر ۱۳۸۸

عنوان ندارد

آقای رئیس جمهور؛
شما خودتان را ناراحت نکنید ، فقط یک هواپیما سقوط کرده !
شما به خودتان زحمت ندهید و پیام تسلیت نفرستید ، فقط صد و شصت نفر آدم مرده اند !
فقط مرده اند ، همین!!!
فکرش را بکنید آنها مرده اند.
خب البته این مهم نیست که آنها مرده اند ، همه یک روز می میرند...
من می میرم ... شما می میرید .... که الهی زودتر... ! ... همه یک روز می میرند!

آقای رئیس جمهور فکرش را بکنید؛ خانواده هایشان چه زجری می کشند ...
بر سر كدام جنازه بايد گريه كنند؟ كدام جنازه ؟
!!!!

آقای رئیس جمهور من گریه کردم ، براي حميدرضا عبدالله زاده نه كه براي گلناز كه قرار بود پاييز بروند سر زندگي شان، من گريه كردم براي مادر حميد كه هيچ كس را خانه اش راه نداد كه باورش نمي شد پسرش پر كشيده من گريه كردم براي شهنام صبوري نه كه براي مادر پيرش كه تنها فرزندش را از دست داده و سرپرستي ندارد.

آقای رئیس جمهور من گریه کردم .... صد و شصت خانواده گريه كرد یک ملت گریه کرد!

اينها مهم نيست.... گلناز ازدواج مي كند شايد اگر خيلي يادش بيايد اسم فرزندش را بگذارد حميد .... مادر شهنام ديگر خيلي پير است آن باقي مانده عمرش راهم صرف دعا براي تنها پسرش كند بهتر است .... وهمه فراموش می کنند ... خانواده هايشان دوباره لباسهاي رنگي مي پوشند و روز از نو روزي از نو!


ولی آقای رئیس جمهور فکرش را بکنید، آنها مرده اند! مرده ...! اند

هیچ نظری موجود نیست: