۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸

پارانوئید ِ مزمن ِ اپیدمی شده!

بدون شک ما همه بیماریم! یک مشت بیمار روانی متوهم پارانوئید!

عادت کردیم به دروغ گفتن، عادت کردیم با هر کس یه جور باشیم، زندگیمون را تکه تکه کردیم و هر تکه اش را به دست کسی دادیم. عادت کردیم به اینکه حتی حرفای معمولیمون رو هم توو صد تا لفاف بپیچیم که مبادا اون شخصیت پیچیده ای که از خودمون ساختیم توو ذهن بقیه خراب بشه اصلن به همین مبهم و مرموز و پیچیده نشان دادن خودمون هم عادت کردیم و حس می کنیم که آه واقعن چقدر جذابیم الان!

اونقدر راست نمی گیم که فراموش کردیم اصلن راستی هم وجود داره و حتی نمی تونیم راست گفتن یکی دیگه رو باور کنیم، و ترجیح می دیم که برداشتهای احمقانه ای که ذهن زنگ زده و متوهممون داره رو حقیقت فرض کنیم. ما در دنیای خیالیمون زندگی میکنیم و تحلیل های ذهن بیمارمونوعین واقعیت می دونیم. اونقدر از صراحت فرار می کنیم که حتی صریح بودن دیگران هم مارو به وحشت می ندازه!

ما به تمام این رفتارها عادت کردیم و هر روز هم بدتر و بدتر می شیم، ما جرات روبه رو شدن با دنیای واقعی رو نداریم.
پ.ن:آه ...آدمهای عزیز، ذهنهای متوهمتان، بزدلی تان، دروغ گویی ها و دودوزه بازیهایتان، رفتارهای چندگانه تان،قضاوتهای احمقانه تان، دخترک ساده و زبان درازو صریح درونم را مریض کرده، ولی مطمئن باشید نخواهم گذاشت او را هم مثل خودتان کنید.
بعد نوشت: پیرو یک تماس تلفنی جا داره بگم که بمبو هم به شدت نگران دخترک سر به هوای درونش بود و می گفت جدیدن تب کرده و مدام سرفه می کنه.

۵ نظر:

حنا خانوم گفت...

آخ از قضاوتهای بی جا! بدون هیچ ترسی چنان به آدم وصله می چسبونن که آدم خودش می مونه این چیزارو از کجا اوردن.

آناهیتا گفت...

آدمها فقط به خودشون فکر می کنن و دیگران براشون اهمیت ندارن و فقط فکر منافع خودشونن.

ناشناس گفت...

همكلاسي 2
نكنه منو دور بزني نيوشا خانوم داشتيم ...

چیزباشی گفت...

علی الحساب نگران بمبو نباش و دورش را خیط بکش که اطلاع قطعی دارم آنفولانزای خوکی گرفته و حسابش جداست. درباره شخص شخیص جنابعالی هم الساعه جرات صداقت ندارم.جز این هم می شوم عین همان روانی هایی که فرمودید.

Tramontana گفت...

اگه یه ذره مثبت فکر کنید، شاید ما آدم بدها هم یه روز خوب شدیم